عطش و آب - الله اکبر!‌ خامنه ای رهبر!

"هفت دریا نوش کن پس در زحیر../ ز آرزوی قطره ای دیگر بمیر.."

نیمی از این، نیمی از آن..

"هو العزیز"

 

بگذار حقیقت

-به تمامی!-

در روح و جانت رسوخ کند

که آنچه نیمی از حقیقت را با خود دارد

به نیمی از باطل نیز آغشته است

و هرگز حقیقت را نمی نمایاند..

 

 

پ.ن. همچنان "به راه"..

 

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٤
تگ ها : حقیقت


...

"هو العزیز"

 

گاهی حقیقت تنها گزینه ایست که در همان نگاه اول حذفش کرده ای، و حالا حیران و سرگردان لابلای باقیمانده گزینه ها و دنیایی از سؤالها پرسه می زنی..

 

پ.ن. همچنان "به راه"..

 

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱
تگ ها :


تب و تاب

"هو العزیز"

 

دلم تاب نمی آورد ندیدنت را

و توهّم نبودنت را

از نگاه من

قرنها فاصله ست بین من و تو

و از دید تو

"و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید"*

 

پ.ن. همچنان به راه!..

 * سوره ق _ آیه 16    

 

 

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٥
تگ ها : دل ، امید ، فاصله


یا انیس النفوس...

"هو العزیز"

این روزا مدام دلت هواشو میکنه. با اینکه نسبت به ۶-٧ سال گذشته که توی این شهر نبودی،‌ بیشتر می بینیش!‌ همین که ازش جدا میشی،‌ تا خونه نرسیده دوباره دلت براش پر میزنه.. از خونه که بیرون میزنی تا برسی چندین بار به یادش دستت رو میذاری رو قلبت،‌ تپش های بیقرارش رو حس میکنی و نفست بند میاد.. وقتی نزدیکتر میرسی قدمهات رو آهسته تر برمیداری.. میخوای تمام این لحظات ناب رو در ذره ذره وجودت حس کنی.. وارد میشی،‌ دستت رو میذاری روی قلب بیقرارت.. السلام علیک یا شمس الشموس و یا انیس النفوس.. السلام علیک یا معین الضعفاء و الفقراء السلام علیک یا غریب الغرباء.. دوس داری این لحظات رو با تمام آدمایی که میشناسی و نمیشناسی شریک بشی.. مهربونیش رو با تمام وجود حس میکنی.. دلت رو به خودش میسپاری و راهی میشی سمت صحن باصفاش.. از دری عبور میکنی که راضی نشد فقط بیگناها ازش عبور کنن.. و تا برسی یه کنج خلوت، تمام پهنای صورتت رو اشک خیس کرده..  السلام علیک یا شمس الشموس و یا انیس النفوس.. السلام علیک یا معین الضعفاء و الفقراء السلام علیک یا غریب الغرباء..


عیدتون مبارک..  

 

 

پ.ن. همچنان "به راه"!..

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۸


پاییز

"هو العزیز"

 

درختی که تجربه دیدن بهار را دارد،‌ از افتادن تک تک برگهایش و خشک شدن آرام شاخه هایش نمی هراسد..

 

پ.ن. همچنان "به راه"!!..

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳
تگ ها : بهار ، درخت ، پاییز


"شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت!"

"هو العزیز"

 

أللهُمَّ لاتَجعَلهُ اخِرَ العَهدِ مِن صِیامِنا، إیاهُ فَإن جَعَلتَهُ فَاجعَلنی مَرحوماً و لاتَجعَلنی مَحروماً

 

شربتی از  لب لعلش  نچشیدیم و برفت      روی مه پیکر  او  سیر  ندیدیم  و   برفت

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود         بار بربست و  بگردش نرسیدیم و برفت

 بس که  ما فاتحه و  حرز یمانی خواندیم       و ز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت

عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد      دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت

شد چمن در چمن حسن و لطافت لیکن       در  گلستان  وصالش   نچمیدیم  و  برفت

همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم

کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

 

رمضانی دیگر رفت و ما انگشت بر دهان!! امیدمان فقط و فقط به عیدیست که خداوند آن را برای پیامبرش و خاندان مطهر او و تمام مسلمین عیدی پر از رحمت و برکت قرار داده است..

 

پ.ن. به صورت کاملا غیرمنتظره و ناگهانی اعلام می کنند که فردا عید است و تو را که امید بسته بودی به این شب آخر،‌ حوالت می دهد به امیدی افزون تر به شب عید که گفته شده است در آن گناهکاران به اندازه تمامی ماه رمضان بخشیده می شوند..

پ.ن. همچنان "به راه"..

 

 

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۸
تگ ها : عید فطر ، امید ، رحمت


مسأله، مسأله‌ی دل است

"هو العزیز"

 

حب حضرت محبوب،‌ به روایت علامه سید محمد حسین طباطبایی (رض)

 

"پس همین دل است که اگر اشتغال به دنیا پیدا کند موجب محبت آن می گردد و تمام همت و تلاش انسان به آن تعلق می گیرد. پس همین امر تمام دل را به اشتغال خود درمی آورد و دیگر جایی از این آینه دل صاف نمی ماند تا جمال خداوند سبحان در آن منعکس شود و معرفت حاصل شود؛‌ پس همانا مسأله،‌مسأله دل است."

 

در روایت است که در این ماه مبارک،‌ شیاطین غل و زنجیر می شوند و از دستشان کاری ساخته نیست!!‌ پس اگر می بینی آنچنان به زمین و زمینی بودن تن داده ای که حتی صفای این ماه و لطف و مهربانی محبوب لم یزلی را حس نمی کنی،‌ بدان که مشکل از غبار دل توست که اینگونه اسیرت کرده!!.. اگر حتی با یک نفس عمیق،‌ بوی بهار را استشمام نمی کنی،‌ بدان که از پاییز روح و دل توست.. این لحظات ناب را دریاب که چون فروریختن ذرات شن با سرعتی باورنکردنی از لابلای انگشتانت،‌ از دست می روند!!..

 

پ.ن.١.    روزی از معبر این خاک

                                  گذر خواهم کرد..

پ.ن.٢. امیدم به لطف اوست و دعای دوستان..

پ.ن.٣. همچنان "به راه"

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۱
تگ ها : دل ، به راه


هیچ کس جز تو..

"هو العزیز"

 

..هیچ کس جز تو، مرا از منی که جز تو نبود، نگرفت. یادم باشد یادم برود تمام روزها و لحظه های  بی "با تو" بودن را که حتی تاریخ آخرین روزش را به یاد نمی آورم!..

 

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۸
تگ ها : تو


بی تو

"هو العزیز"

 

"سخن آنست که ما

بی تو نخواهیم حیات.."

 

پ.ن. همچنان "به راه"

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۸
تگ ها : تو


تمامی حقیقت یا ...

"هو العزیز"

حذف شد!

 

پ.ن. همچنان "به راه"!!

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٢
تگ ها : حقیقت ، وارونه