عطش و آب - الله اکبر!‌ خامنه ای رهبر!

"هفت دریا نوش کن پس در زحیر../ ز آرزوی قطره ای دیگر بمیر.."

اندکی بیش از یک سال!..

"هو العزیز"

 

من کان لله، کان الله له.

 

پ.ن. همچنان "به راه"!..

پ.ن. پس از یک سال و اندکی بیشتر!..

                                                                  تب و تاب

(نمی دانم چرا فکر کردم ممکن است کسی پس از این همه مدت و اعلام تمام شدن این صفحه به اینجا سر بزند!.. چشمک)

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦
تگ ها :


او

"هو العزیز"

 

من کان لله، کان الله له.

 

پ.ن. همچنان "به راه"!..

       (هر لحظه به شیوه ای!!..)

پ.ن. تمام! تمام شد این صفحه.‌ درست مثل روزی از روزهای زندگی،‌ با تمام خوشی ها و ناخوشی هایش،‌ امیدها و انتظارهایش..

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٦
تگ ها : او ، به راه


لبخند تو

"هو العزیز"

 

به لبخندی از تو

دلم خوش نشد..

 

پ.ن. همچنان "به راه"!!..

 

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢
تگ ها : تو ، لبخند


عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد..

"هو العزیز"

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

السلام علیک یا غریب الغرباء و یا معین الضعفاء

السلام علیک یا شمس الشموس و یا انیس النفوس

 

 

این روزها مشهد غوغاست. عاشقان امام (ع) را می بینی که از دور و نزدیک خودشان را به مشهد رسانده اند که این شب ها را با امام رئوف (ع) بگذرانند.. اما چیزی که تمام دلت را می لرزاند دیدن گروه گروه کودک و پیر و جوان است که از شهرهای دور و نزدیک پای پیاده خودشان را به مشهدالرضا رسانده اند.. آن هم در سرمای این روزها.. نمی دانم سوز سرمای مشهد را تجربه کرده اید یا نه! این روزها مشهدالرضا (ع) از هر سالی سردتر است، از هر سالی! آنقدر که سوز سرما تا عمق جانت نفوذ می کند.. به حال تک تک شان غبطه می خوری.. عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد!!..

حرم امام رضا (ع) _ مستقیم

 

پ.ن. همچنان "به راه"..

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٥


الله اکبر! خامنه ای رهبر!

"هو العزیز"

 

از وبلاگ نمک:

"نمی‌دانم چقدر برایتان مهم است؟
نمی‌دانم مثل من دنبال راهی هستید تا صدایتان را به گوش دیگران برسانید؟
نمی‌دانم حوصله‌ی این شیطنت‌ها را در فضای وبلاگستان دارید؟
نمی‌دانم به این کارها می‌خندید یا نه، اعتماد می‌کنید و دل می‌دهید؟

بهرحال با تعدادی از دوستان قرار گذاشته‌ایم از حالا
تا پایان روز بیست و دوم بهمن
،
بعد از راهپیمایی،
عنوان وبلاگ‌هایمان را بگذاریم:

الله اکبر   خامنه‌ای رهبر

نمی‌دانم اما خوش‌بینم

دوست داری با دوستان ما همراه شوی؟ "

 

البته عنوان اینجا تا همیشه! همین گونه خواهد بود..

 

پ.ن. همچنان "به راه"!..

 

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱


نیمی از این، نیمی از آن..

"هو العزیز"

 

بگذار حقیقت

-به تمامی!-

در روح و جانت رسوخ کند

که آنچه نیمی از حقیقت را با خود دارد

به نیمی از باطل نیز آغشته است

و هرگز حقیقت را نمی نمایاند..

 

 

پ.ن. همچنان "به راه"..

 

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٤
تگ ها : حقیقت


...

"هو العزیز"

 

گاهی حقیقت تنها گزینه ایست که در همان نگاه اول حذفش کرده ای، و حالا حیران و سرگردان لابلای باقیمانده گزینه ها و دنیایی از سؤالها پرسه می زنی..

 

پ.ن. همچنان "به راه"..

 

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱
تگ ها :


تب و تاب

"هو العزیز"

 

دلم تاب نمی آورد ندیدنت را

و توهّم نبودنت را

از نگاه من

قرنها فاصله ست بین من و تو

و از دید تو

"و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید"*

 

پ.ن. همچنان به راه!..

 * سوره ق _ آیه 16    

 

 

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٥
تگ ها : دل ، امید ، فاصله


یا انیس النفوس...

"هو العزیز"

این روزا مدام دلت هواشو میکنه. با اینکه نسبت به ۶-٧ سال گذشته که توی این شهر نبودی،‌ بیشتر می بینیش!‌ همین که ازش جدا میشی،‌ تا خونه نرسیده دوباره دلت براش پر میزنه.. از خونه که بیرون میزنی تا برسی چندین بار به یادش دستت رو میذاری رو قلبت،‌ تپش های بیقرارش رو حس میکنی و نفست بند میاد.. وقتی نزدیکتر میرسی قدمهات رو آهسته تر برمیداری.. میخوای تمام این لحظات ناب رو در ذره ذره وجودت حس کنی.. وارد میشی،‌ دستت رو میذاری روی قلب بیقرارت.. السلام علیک یا شمس الشموس و یا انیس النفوس.. السلام علیک یا معین الضعفاء و الفقراء السلام علیک یا غریب الغرباء.. دوس داری این لحظات رو با تمام آدمایی که میشناسی و نمیشناسی شریک بشی.. مهربونیش رو با تمام وجود حس میکنی.. دلت رو به خودش میسپاری و راهی میشی سمت صحن باصفاش.. از دری عبور میکنی که راضی نشد فقط بیگناها ازش عبور کنن.. و تا برسی یه کنج خلوت، تمام پهنای صورتت رو اشک خیس کرده..  السلام علیک یا شمس الشموس و یا انیس النفوس.. السلام علیک یا معین الضعفاء و الفقراء السلام علیک یا غریب الغرباء..


عیدتون مبارک..  

 

 

پ.ن. همچنان "به راه"!..

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۸


پاییز

"هو العزیز"

 

درختی که تجربه دیدن بهار را دارد،‌ از افتادن تک تک برگهایش و خشک شدن آرام شاخه هایش نمی هراسد..

 

پ.ن. همچنان "به راه"!!..

 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳
تگ ها : بهار ، درخت ، پاییز